تبليغاتX
شب هزار و یکم - جنبش دانشجويي؛ازتوهم تا واقعيت
یادداشت های سید حمید متقی

مشارکت-سیدحمید متقی:

یکی از آفتهایی که همواره تجزیه وتحلیل های رخدادهای اجتماعی-سیاسی را مورد تهدید قرار می دهد ودر برخی موارد موجب پیامد های جبران ناپذیری می گردد تلاش تحلیل گران برای ساده سازی افراطی فرایندهای اجتماعی-سیاسی و تقلیل پارامترهای متعدد دخیل در یک فرایند به چند مولفه خاص است.

این امر سبب می شود که نقش برخی از عوامل بیش از اندازه پررنگ شود وبرخی دیگر از عوامل که شاید کم اهمیت تر از موارد مطالعه نباشند در تحلیل مغفول مانده،نتیجه تحلیل با واقعیت رخداد اجتماعی-سیاسی مطابقت نداشته باشد.

اگر به تحلیل های ارائه شده درباره رخداد های مختلف جامعه خود نیز نگاهی بیافکنیم بدون شک در خواهيم يافت كه این نقیصه در بسیاری از آنها قابل تعميم است.

 از تحلیل رفتار تماشاچیان فوتبال گرفته تا چرایی انقلاب اسلامی واز خالی بودن صندلی سینماها تاعلل شکست نهضت ملی نفت ...

به طور مثال همگي شاهد بوديم كه هنوز بسیاری از بازیگران عرصه سیاست ایران از شوک ناشی از انتخابات دوم خرداد وپیروزی قاطع وخیره کننده سیدمحمد خاتمی و ورود وی به کاخ ریاست جمهوری ایران، خارج نشده بودند که بازار ارائه تحلیل چرایی این رویداد پیچیده گرم شد وبسیاری از تحلیلگران از جنبه های متفاوت به بررسی این فرایند پرداختند.

برخی با مقایسه امکانات رقبا وبا توجه به این مساله که تنها نامزدی که در انتخابات مورد حمایت جدی دانشگاه وجنبش دانشجویی قرار گرفته، سید محمدخاتمی بود،به حق برای جنبش دانشجویی در این رویداد سرنوشت ساز نقش ویژه ای در نظر گرفتند. اما متاسفانه با گذشت زمان وارائه تحلیل های بعدی هر روز نقش جنبش دانشجویی در این رویداد فربه تر شد وپارامترهای دیگر این رویداد کمرنگ تر شدند واین مساله تا جائی پیش رفت که برخی علت العلل رویداد دوم خرداد را جنبش دانشجویی نامیدند واین پرسش که چگونه توزیع رای خاتمی در اکثریت قریب به اتفاق ایران ازتهران گرفته تا سرخس وازمسجد سلیمان گرفته تا اصفهان کم و بیش یکسان بوده است؟ رامغفول گذاشتند...

این برداشت تک بعدی وشتابزده هرچند هیچگاه به نظریه غالب تحلیلگران سیاسی-اجتماعی ایران تبدیل نشد  اما با قاطعیت می توان گفت که باعث تاثیرات گسترده ای بر آینده جنبش دانشجویی و حرکت اصلاحی کشور شد.

این امر باعث شد که از سویی جنبش دانشجویی نسبت به توان وتاثیر گذاری خود در لایه های مختلف اجتماعی دچار نوعی توهم شود وبا توجه به فضای احساسی پدید آمده پس از دوم خرداد وهمچنین اشتیاق وجوانی اعضای جنبش، اهدافی "اتوپیایی" را نشانه روی کند ودر نتیجه از سویی از واقعیت های جامعه دور گردد واز سوی دیگرموفقیتهای دولت اصلاحات در نظرش کوچک وبی تاثیر شده نسبت به حرکت اصلاحی دلسرد شود...

در آن طرف میدان نیز برخی اقتدارگرایان با همین تحلیل که برخی دانشجو و روشنفکر غربزده با بازی با افکارعمومی، مردم را منحرف کردند واین فتنه بپا شد برای توقف اصلاحات، جنبش دانشجویی را به عنوان سیبل حملات خود انتخاب کردند ومترصد مجالي براي زهر چشم گرفتن از اين جنبش شدند...

درگیری ها هجده تیر وحمله به دانشگاه تهران را می توان نتیجه منطقی این تحلیل دانست...

جنبش دانشجویی پس از حوادث تیرماه زخم خورده وخشمگین در انتظار مجازات عاملین این حادثه ماند، اما هنگامی که در عمل مشاهده کرد که برخورد جدی با این حادثه صورت نگرفت با همان تصوری که ازقدرت بسیج کننده گی خود داشت، دست به اعتراضاتی زد که با واکنش خشن اقتدار گرایان در طرشت،خرم آباد ،همدان و... روبرو شد...

در ادامه موج احضارها، بازداشتها و انواع محکومیت ها بسیاری از اعضا وهوادران پرشور جنبش دانشجویی واصلاحات را سرخورده ومایوس کرد وآرام آرام هیمنه جنبش را فرو ریخت...

به نظر می رسید با توجه به فروکش کردن هیجانات سیاسی وامید به درس گیری از رخدادهای گذشته، دلسوزان وتصمیم گیرندگان جنبش دانشجویی پیش وبیش از همه به دلایل ضعف واشتباهات گذشته بپردازند و وبا برنامه ای جدید فضای دانشگاه وجامعه را بشکافند و طرحی نو در اندازند...

اما در عمل شاهد بودیم  برخی از اعضای جنبش دانشجویی برای دفاع از عملکرد گذشته خود در زیر لوای دو  شعار آگاه سازی توده ها وتاثیر بر لایه های جامعه ازسویی سعی در فرافکنی ضعف های ساختاری خود ونسبت دادن همه مشکلات به دولت اصلاحات بودند واز سوی دیگربا ایجاد نوعی "فوبیا" نسبت به احزاب اصلاح طلب، سعی در فاصله گرفتن از آنها به هرقیمتی داشتند...

پس از خروج اصلاح طلبان از مصادر قدرت وبا توجه به انتقادات شدید برخی از اعضای جنبش به اصلاح طلبان وهمچنین تحریم انتخابات از سوی آنها و به ویژه شعارهاي مستمر برخي از اعضاي اين جنبش مبني بر دوري از  قدرت و بيان اين امر كه ما خواهان حضور تاثيرگذار در جامعه و ايجاد حركت‌هاي اجتماعي هستيم، بسياري را به اين تحليل رساند كه رهبران جنبش دانشجويي براي نيل به اهداف خود برنامه‌اي مدون و قابل اجرا تهيه كرده‌اند و منتظر زمان مناسب براي اجراي آن هستند ...

برنامه‌هايي كه با وجود پتانسيل‌هاي فراوان اين جنبش از جمله بهره گيري از نيروهاي متخصص، آرمانگرا و وجود شبكه‌‌اي گسترده در كشور كاملاً متصور و قابل اجرابه نظر مي رسيد ...

برنامه‌هايي از قبيل اعزام دانشجويان رشته‌هاي پزشكي به مناطق حاشيه‌اي و فقيرنشين شهرها و برخي روستاها و معاينه و درمان اقشار آسيب ديده جامعه و يا كمك فني و علمي به دهقانان كم‌درآمد و يا تشكيل كلاس‌هاي تقويتي و كنكور براي دانش آموزان كم بضاعت و يا ايجا كارگروه هاي آشنا سازي شهروندان با حقوق مسلم اجتماعي ،فرهنگي،اقتصادي و ... آنها.

حضور دانشجويان در متن جامعه و ارتباط با اقشار مختلف اجتماع نتايج مبارك فراواني را نيز مي توانست در برداشته باشد از يك سو اقشارآسيب ديده كمكي هر چند ناچيز دريافت مي‌كردند و از سوي ديگر دانشجويان با درك و لمس دردها و نيازهاي لايه‌هاي مختلف جامعه با ديدي منطقي‌تر و واقع‌گرايانه‌تر نسبت به پيرامون خود، از آسمان روياها به زمين واقعيت پاي مي گذاشتندو به جاي تاكيد بر تحليل‌هاي ذهني خود تلاش مي‌كردند برخي از دردهاي مزمن جامعه را درمان كنند و مهمتر اينكه به زباني مشترك با اقشار مختلف جامعه دست ‌يابند ...

اما آنچه که در یکی دو سال اخیراز اين جنبش مشاهده كرده ايم چیزی جز انتشار بیانیه نبود که این بیانیه ها نیز با توجه به انحصار خبری بوجود آمده و نبود رسانه‌هاي مكتوب پوشش دهنده، پژواكي جز در فضاي اتاق توليد آن نداشته است وبعید به نظر می رسد که صدور این گونه بیانیه ها مصداق شعار آگاه سازی توده ها باشد.

در پايان اين پرسش هاي  كليدي در ذهن متبادر مي گردد كه  آيا شعارهايي از قبيل حضور در اجتماع و فعاليت‌هاي اجتماعي نوعي توجيه بي‌عملي، نااميدي و سرخوردگي بخشي از تصميم گيرندگان جنبش دانشجويي نبوده است؟ و آيا قرار است كه اين جنبش صرفا به ماشين توليد بيانيه تبديل شود؟
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 23:27  توسط سیدحمید متقی  |