+
نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 1:17 توسط سیدحمید متقی
|
روز:"یعقوب لیث که پشتگرم به نیروی عیاران در آرزوی دولتی مستقل،سر از فرمان خلیفه برتافته بود خراسان را گرفت.هنگامی که به نیشابور رسید.شنید کسانی وی را (که عهد وفرمان خلیفه ندارد) سرکش می دانند.
یعقوب مردم را به پیشگاه فرا خواند وخود برفراز جایگاهی،که دوسویش مردان مسلح بسیاری ایستاده بودند، آرام گرفت وبه پرده دار گفت: اینک عهد امیرالمؤمنین رابیاور تا به گردآمدگان بنمایانم.
پرده دار رفت وچون بازآمد تیغ بی نیام دردستارپیچیده ای، را پیش روی امیر نهاد. وی تیغ برگرفت ودر حالی که آن را در هوا می جنباند به مردم گفت:امیرالمؤمنین را به بغداد مگر نه این تیغ نشانده است؟ مرا هم به این جایگاه همین تیغ نشانید. پس عهد من وامیرالمؤمنین یکی است..."
این حکایت که آغازگر کتاب آیین واندیشه در دام خودکامگی به قلم سیدمحمد خاتمی است. می تواند به خوبی بیانگر دغدغه های اصلی نویسنده در نوع مواجهه با قدرت باشد. خاتمی به عنوان یک آسیب شناس سیاسی با نقل این واقعه تاریخی به مهمترین عامل مشروعیتبخش حاکمیت پس از خلفای راشده ، یعنی قدرت شمشیر اشاره کرده این مساله را یکی از مهمترین علل فروپاشی تمدن اسلامی معرفی می کند.

ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:5 توسط سیدحمید متقی
|