|
یادداشت های سید حمید متقی
|
مشارکت:"غروب دیروز ، پس از یک روز خسته کننده وکسالت بار به سمت منزل رهسپار بودم، نزدیک مسجد یک دسته عزاداري در حال زنجیر زنی بودند ومن در افکار روز مره غوطه ور... که صدایی متفاوت رشته افکارم را از هم گسیخت ...
آن صدا چیزی نبود غیر از ریتم ممتد جاز که به آرامی فضا را به تسخير خود در مي آورد...
مطمئنا امروزه شنيدن صدای بلند موسیقی از پخش ماشين ها عبوري نه تنها کسی را شگفت زده نمي كند، بلكه به امري كاملا نرمال وطبيعي تبديل شده است...
اماانصاف دهید که در دهه اول ماه محرم آن هم نزدیک مساجد وحسینیه ها کمتر شاهد این گونه رفتارها هستيم...
ضرب آهنگ جاز بلند وبلندتر مي شد
عموم ابا الفضل یه پهلوونه...
میگن که عباس دلش یه دریاست...
...چشاش قشنگن، مردم باهاش یه رنگن...همش می گن اباالفضل اونا ییکه دل تنگن...
تو اوج نا امیدی بالاترین امیده...همیشه اسم عباس واسه قفلها کلیده...
مسول میانسال هیات هم که با شنیدن صدای بلند موسیقی به جلوی در مسجد آمده بود با نگاهی که می توانستی به راحتی در آن تاسف ودريغ رابخواني به ماشین آن جوان ها که برشيشه پشت آن عكس بزرگي ازامام حسين نقش بسته شده بود و داشت دور می شد اشاره ای کرد وسری تکان داد و زیرلب طوری که دور وبری هاهم بشنوند گفت: لااله الا الله...."
شاید شما هم اگر آرشیو ذهنتان را مرور کنید به "فریم ها" و"راش های" فراوانی از این گونه اتفاقات بر بخورید...جوانانی که در این روز ها سعی دارند با آنچه که می پسندند درعزاداری امام سوم شیعیان شرکت کنند وناخود آگاه بياني جدید را در این زمینه ابداع كرده اند....